خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
17
أخلاق الأشراف ( فارسى )
و بيان مختصر محتويات آنها چيزى نخواهم گفت . هدف در اين مقدّمه ، بيشتر ، بحث در آثار طنزآميز عبيد است . چنان كه پيش از اين گفتيم عبيد عمر نسبة درازى داشته ولى در مقايسهء با اين عمر نوشتههايى كه از او ياد كردهاند يا بدست ما رسيده چندان زياد نيست . و اين امر ظاهرا به سبب خرابى اوضاع و ناپايدارى روزگار و پريشانى احوال مردم در آن عصر و دل ناسپردگى آن رند باذوق به زندگانى دنيا و امور جدّى مرسوم آن روزگار بوده است . به نظر چنين مىآيد كه اگر عبيد گاهگاهى شعرى مىگفته يا رسالهيى مىنوشته هدفى جز تفريح خاطر يا اداى تكليف و تأمين زندگانى نداشته است . جز از چكامهها و غزلها كه بيشتر براى ستايش اميران و پادشاهان وقت و تنها براى فراهم كردن نيازهاى زندگانى سروده ، عموما مقصود او از نوشتن رسالههاى مختصرى كه از او بدست ما رسيده انتقاد اوضاع روزگار به زبان هزل و طنز و خنديدن به ريش زمانه و ابناى كوتهنظر بىخبر آن بوده است ، و حتى در اين راه نيز آن شاعر بذلهگوى وارسته چندان توجهى به باقى گذاشتن تأليفات و نوشتههاى جدّى خود نداشته است . آثار جدّى همهء اشعار جدّى كه از عبيد بازمانده و من در چند نسخهء خطّى و چاپى شمردهام 2753 بيت است كه شامل قصايد و غزليّات و رباعيّات و چند قطعه و سه تركيببند و يك ترجيعبند است . - مثنوى عشّاقنامه . را عبيد در دوم رجب سال 751 به نام شاه شيخ ابو اسحق نظم كرده است و آن را در عرض دو هفته سروده است . اين مثنوى بسيار زيبا و لطيف است و گويا از يك مثنوى به همين نام از فخر الدّين عراقى ( وفات 688 ه . ق . ) ملهم شده است . در اين مثنوى ، ضمن ابيات گرم و دلپذير خود ، دو غزل از همام تبريزى ( وفات ، 713 ه . ق . ) گنجانيده ، ولى جابجا تأثير مثنوى خسرو و شيرين نظامى ( وفات ، 614 ه . ق . ) به چشم